در شبانی که پر از زیباییست

 

گریه ی ماه به هر اختر افلاک کمی روءیائیست

 

دیدن روی تو بر آینه ی دل پر از بیتابیست

 

آه مجنون ز فراق رخ لیلی ز سر ناچاریست

 

صحبت مردم هر شهر به این نیمه شبان پنهانیست

 

چشم دل خواهد و آیات گهر بار که آن عرفانیست

 

این همه دارو درخت و فلک و کوه به آن معنائیست:

 

که تو را سوق دهد بر حرم دوست که آن بینائیست

 

دست در دست عزیزان نسپردن به آن دنیائیست:

 

که غرور و کلک و کبر و ریا ارزانیست

 

ساقیا باده بیاور که دلم طوفانیست

 

هوس سوختن اندر ره او روحانیست(۲۷/۴/۸۸)