كلافهاي سردرگم زندگي ام را مي گشايم وبر دوش ستارگان دنباله داري مي گذارم كه آن را به سوي ابديت برند.

سرگشتگيهايم را با اميد و صبر بر مي تابم تا حقيقت عشق بر من سروده شود و جاودانه شوم.

رشته هاي باريك ايمان و توكلم را بر هم مي بافم و بر صخره هاي سرسخت زندگي بالا مي روم.

 چشمهايم را مي گسترانم بر نعمتهاي دوست و زبانم را گشوده مي كنم بر معجزه ي شكر كه گشاينده ي كلافهاي سر درگمم مي باشد.(۳/۲/۸۹)