معجزه ي شكر
كلافهاي سردرگم زندگي ام را مي گشايم وبر دوش ستارگان دنباله داري مي گذارم كه آن را به سوي ابديت برند.
سرگشتگيهايم را با اميد و صبر بر مي تابم تا حقيقت عشق بر من سروده شود و جاودانه شوم.
رشته هاي باريك ايمان و توكلم را بر هم مي بافم و بر صخره هاي سرسخت زندگي بالا مي روم.
چشمهايم را مي گسترانم بر نعمتهاي دوست و زبانم را گشوده مي كنم بر معجزه ي شكر كه گشاينده ي كلافهاي سر درگمم مي باشد.(۳/۲/۸۹)
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 8:23 توسط جواد مسیح آبادی
|